قصه ی بی تکرارآدم به زمین آمد این حادثه رویا نیست% این قصه بی تکرار عشق است معما نیست
صفحه اصلی |
عناوین مطالب |
تماس با من |
قالب وبلاگ |
پروفایل
رو به سایه , پشت به نور
آزادی آفتاب، آخر تا چند؟ خورشید که هیچ، ماه را هم در بند...از بین تمام جمع خفاشی گفت:باید کلک ستاره ها را هم کند!
پرانتز :
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم
ای بی خبر ز لذت شُربِ مدام ما..
(پس انقدر من رو موعظه نکن!)
پرانتز :
بودن یا نبودن؟ مساله این است!
یه وقتی بود که به معنای این جمله فکر م
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: آوا کاظمی
تاريخ: شنبه
14 شهريور
1405 ساعت: 8:20