خرید بک لینک
قصه ی بی تکرارآدم به زمین آمد این حادثه رویا نیست%    این قصه بی تکرار عشق است معما نیست صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ | پروفایل رو به سایه , پشت به نور    آزادی آفتاب، آخر تا چند؟ خورشید که هیچ، ماه را هم در بند...از بین تمام جمع خفاشی گفت:باید کلک ستاره ها را هم کند! پرانتز : ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بی خبر ز لذت شُربِ مدام ما..  (پس انقدر من رو موعظه نکن!) پرانتز : بودن یا نبودن؟  مساله این است! یه وقتی بود که به معنای این جمله فکر مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا کاظمی تاريخ: شنبه 14 شهريور 1405 ساعت: 8:20

هرگز نخواب کوروش آنچه تاکنون درباره «هرگز نخواب کوروش» منتشر شده است را در ادامه بررسی می‌کنیم.   دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست حتی دل دماوند، آتشفشان ندارد دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد نادر، ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا کاظمی تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 15:35

بیش تر آدم های بی احساس امروز احساساتی ترین آدم های دیروزند..... پرانتز: متنفرم از اینکه مجبور میشم هر بار اعتراف کنم آدما به طرز فاجعه آمیزی شبیه به هم هستن!

برچسب: نویسنده: آوا کاظمی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 22:05

دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست حتی دل دماوند، آتشفشان ندارد دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد نادر، ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد دارا کجای کاری، دزدان سرزمینت بر بیستون نویسند، دارا جهان

برچسب: نویسنده: آوا کاظمی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 22:05

دختر نازِ دی ماه ، حوای سیب وگندم شیطنتِ گلِ سُرخ ، از بغض تا تبسم همشونه با پرستو ، به این قفس پریدی غزل غزل ترانه ، به قصه پر کشیدی پریِ نازِ برفی ، عروسکِ زمستون سکوتِ باغُ باغچه ، آوازِ باد و بارون بی تو سکوتِ محضم ، نه واژه ای ، نه حرفی دختر خوشگلِ دی ، عروس فصلِ برفی وقتی که تو می خندی ،آب می شه بغض برفا با تو طلایی میشه ،رنگ تموم حرفا می خونی با سکوتت ، وقتی که حرفی داری عروسک قشنگم ، تن پوش برفی داری غرورِ آبیِ تو ، همرنگ آسمونه نه ساده ای ، نه

برچسب: نویسنده: آوا کاظمی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 22:05

آزادی آفتاب، آخر تا چند؟ خورشید که هیچ، ماه را هم در بند... از بین تمام جمع خفاشی گفت: باید کلک ستاره ها را هم کند! پرانتز : ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بی خبر ز لذت شُربِ مدام ما.. (پس انقدر من رو موعظه نکن!) پرانتز : بودن یا نبودن؟ مساله این است! یه وقتی بود که به معنای این جمله فکر میکردم، حالا با تمام وجود حسش میکنم چون به بودن و نبودن خودم شک کردم....

برچسب: نویسنده: آوا کاظمی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 22:05

صفحه بندی