آزادی آفتاب، آخر تا چند؟ خورشید که هیچ، ماه را هم در بند... از بین تمام جمع خفاشی گفت: باید کلک ستاره ها را هم کند! پرانتز : ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بی خبر ز لذت شُربِ مدام ما.. (پس انقدر من رو موعظه نکن!) پرانتز : بودن یا نبودن؟ مساله این است! یه وقتی بود که به معنای این جمله فکر میکردم، حالا با تمام وجود حسش میکنم چون به بودن و نبودن خودم شک کردم....
برچسب:
نویسنده: آوا کاظمی
تاريخ: دوشنبه
28 آذر
1401 ساعت: 22:05