آزادی آفتاب، آخر تا چند؟
خورشید که هیچ، ماه را هم در بند...
از بین تمام جمع خفاشی گفت:
باید کلک ستاره ها را هم کند!
پرانتز :
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم
ای بی خبر ز لذت شُربِ مدام ما..
(پس انقدر من رو موعظه نکن!)
پرانتز :
بودن یا نبودن؟ مساله این است!
یه وقتی بود که به معنای این جمله فکر میکردم، حالا با تمام وجود حسش میکنم
چون به بودن و نبودن خودم شک کردم....
برچسب:
نویسنده: آوا کاظمی